کد خبر: ۱۵۲۰
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۰
سالی صد فیلم ساخته می‌شود و در مجموع ممکن است پنج، ‏شش یا نهایت ۱۰فیلم گیشه موفقی داشته باشند، بقیه متحمل ضرر می‌شوند. سینمای ما جمعیتی ٦‌هزار نفری است با یک ‏گردش مالی ۲۵۰‌میلیارد تومانی که به‌طور متوسط به هر کسی ۴۰‌میلیون تومان می‌رسد.

گروه فرهنگی روزنامه شهروند در گزارشی با عنوان «آیا سینمای ایران در آستانه ورشکستگی است؟» به حال و روز نامطلوب سینمای ایران پرداخته است. در ابتدای این گزارش به نقل از «سید جمال ساداتیان» تهیه کننده فیلم «متری شش و نیم» آمده است که «سالی صد فیلم ساخته می‌شود و در مجموع ممکن است پنج، ‏شش یا نهایت ۱۰فیلم گیشه موفقی داشته باشند، بقیه متحمل ضرر می‌شوند. سینمای ما جمعیتی ٦‌هزار نفری است با یک ‏گردش مالی ۲۵۰‌میلیارد تومانی که به‌طور متوسط به هر کسی ۴۰‌میلیون تومان می‌رسد. این ٤٠‌میلیون تومان را اگر تقسیم ‏بر ١٢ماه کنید ماهی ٣میلیون تومان می‌شود»

در ادامه این گزارش سید ضیاء هاشمی تهیه کننده دیگری می گوید «سینمای ما سینمای ورشکسته‌ای است و از ‏اول انقلاب تا به امروز به دلیل نبود زیرساخت مناسب شاهد این رخداد تلخ هستیم‌. به‌طور مثال ‌سال گذشته که بهترین ‌سال نمایش ‏از نظر سودآوری بود ۲۴۰‌میلیارد تومان فروش داشتیم و پرمخاطب‌ترین فیلم تنها سه و نیم‌میلیون مخاطب داشت. با این ‏واقعیت که حدود ٣٠‌درصد از قیمت بلیت سینما یعنی حدود ٨٠‌میلیارد تومان به سینماگر بازمی‌گردد، اگر این را با هزینه تولید ‏و پخش فیلم‌ها که در‌سال گذشته ٢٢٠‌میلیارد تومان بوده قیاس کنیم، با یک حساب سرانگشتی می‌‏بینیم که ١۴٠‌میلیارد تومان ‏کسری داریم که این یعنی سینمای ما کاملاً ورشکسته است»



مروری ساده بر جداول فروش سینمای ایران در سال 1398 و سال پیش از آن نیز نشان می دهد که سالانه تنها حدود 10 فیلم موفق به سود دهی می شوند و ما بقی حتی در تامین هزینه های خود نیز موفق نشده اند. برای مثال در سال 97 هزارپا، مصادره، لاتاری، تگزاس، مغزهای کوچک زنگ زده، قانون مورفی، لونه زنبور، لس آنجلس تهران، بمب یک عاشقانه و مارموز بنا بر اعلام شرکت های پخش کننده موفق در جبران هزینه هایشان بوده اند.

اما واقعیت چیست و چرا پس از این آمار بالای ضرر تهیه کنندگان هنوز به تولید فیلم می پردازند؟ آنهم به گونه ای که در بعضی موارد حتی فرد در طول زندگی هنری خود هنوز فیلمی که به سوددهی رسیده باشد در کارنامه ندارد.

نگاهی کوتاه به فیلم های روی پرده چه در سال 97 و چه در سال 98 نشان می دهد که اکثر فیلم های تولیدی از کیفیت بالایی برخوردار نیستند. کمدی های سطح پایینی مانند «ایکس لارج» و «قانون مورفی» واقعا از کیفیت بالایی برخوردار نیستند. در این میان فیلم های متوسطی مانند «ما همه با هم هستیم» را نیز اضافه کنید. در همین فیلم برخی بازیگران شاخص مانند «مهران غفوریان» تنها 3 دقیقه حضور دارد! پس اگر بخواهیم واقع بین باشیم بیشتر فیلم های حاضر حتی کمترین استانداردها را نیز ندارند. اما دلیل چیست؟ واقعیت این است که سینمای ایران خصوصا پس از انقلاب تولید محور بوده است. یعنی برای تهیه کنندگان فقط تولید مهم بوده است نه سوددهی در گیشه؛ در همین گزارش آمده است: « وقتی به هر دلیل و با هر انگیزه‌ای (که می‌تواند شهرت باشد یا پولشویی یا حتی ‏دغدغه فرهنگی) سرمایه‌گذاری با اسپانسری پیدا می‌شود، برخی تهیه‌کنندگان از هر یک‌میلیارد دریافتی اگر سخاوتمند باشد، ‏٧٠٠-۶٠٠‌‌میلیون تومان را صرف ساخت فیلم می‌کند و بقیه‌اش را هم به‌عنوان دستمزد خودش برمی‌دارد؛ این یعنی سود در تولید. ‏یعنی فیلم اگر یک‌میلیون تومان هم نفروشد، باز چیزی از جیب تهیه‌کننده نرفته و او سود مناسب خود را از این پروژه برده ‏است. این یعنی که دیگر انگیزه چندانی برای ارایه مناسب و تبلیغات تهییج‌کننده برای فیلم وجود ندارد. در این شرایط تهیه‌کننده به ‏سرعت می‌رود سراغ تولید فیلم بعدی و ادامه این روند پول‌سازی!‏»



برخی در این میان بر این باورند که دولت باید از سینمای ایران حمایت کند اما آیا این کار راهگشاست؟ اکثر سینماگران ایرانی در صحبت های خود از لزوم حمایت از سینما و تئاتر سخن می گویند. حتی در همین گزارش نیز به نقل از یکی از تهیه کنندگان آمده است که دولت فرانسه با عوارض گرفتن از فیلم های خارجی به فیلم های داخلی کمک می کند. حال چند سوال اگر فیلم های روز دنیا در سینماهای ایران به نمایش در آیند برای مثال مخاطبان می توانستند فیلم «مرد ایرلندی» اسکورسیزی را در سینماهای تهران همزمان با پخش جهانی ببینند، (البته که این فیلم در نت فیلیکس به نمایش در آمده است) آیا دیگر مخاطلب فیلم هایی چون «ایکس لارج» می شدند. آیا در سالهای گذشته شورای های صنفی سینمایی و خانه سینما مخالفان اصلی نمایش فیلم های خارجی نبودند. آیا همین گروه ها نمایش چند فیلم جشنواره ای خارجی را مورد نکوهش قرار نمی دادند؟ مسئله دیگر این است که نمی توان از دولت خواست که به سینما کمک کند اما در آن دخالت نکند. شاید بگویید در فرانسه چنین است اما آیا در ایران هم می شود؟ برخوردهای سلیقه ای با سینما مگر همیشه مورد نکوهش نبوده است. مگر در دولت احمدی نژاد «یونسی» وزیر اطلاعات دولت خاتمی به خاطر ممانعت از اکران فیلم «به رنگ ارغوان» مورد نکوهش قرار نگرفت و مگر در دولت بعدی «صفار هرندی» به خاطر عدم اکران فیلم «سنتوری» و گذاشتن فیلم در کشوی میزش مورد انتقاد واقع نشد. پس تصور آنکه بودجه های دولتی می تواند موجب نجات سینما شود کاملا اشتباه است. مشکل واقعی سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی نبود چرخه استاندارد درآمدزایی است که موجب عدم شفافیت در سینمای ایران شده است. در سینمای پیش از انقلاب یا فیلمفارسی سود فیلم ها مشخص می کرد که بازیگران آن در فیلم های بعدی چه دستمزدی می گیرند. اما وقتی تهیه کننده ای بدون دغدغه سوددهی اقدام به ساخت فیلم می کند. چه انتظاری می توان داشت. وقتی درآمد سینماگران نه در گیشه ها بلکه در جاهای دیگر باشد چه انتظاری می توان داشت؟

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: