کد خبر: ۱۶۱۹
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۵
عباس پازوکی ( روانشناس و هیپنوتراپیست)
چرا عده ای چاق هستند و عده ای لاغر ؟ عده زیادی به سادگی پاسخ می دهند که چاق ها چون بیشتر می خورند یا کم تحرک تر هستند چاق شده اند. این پاسخ درستی است اما دقیق نیست.

عباس پازوکی ( روانشناس و هیپنوتراپیست) : چرا عده ای چاق هستند و عده ای لاغر ؟ عده زیادی به سادگی پاسخ می دهند که چاق ها چون بیشتر می خورند یا کم تحرک تر هستند چاق شده اند. این پاسخ درستی است اما دقیق نیست.

پرخوری یک رفتار است، رفتاری که متخصصان تغذیه برای حل مشکل به آن پرداخته اند. اما مساله ی جدی تری وجود دارد و آن ریشه و زمینه ی این رفتار است. چرا آدم های زیادی با غذا به آرامش می رسند و یا هر چه می خورند سسیر نمی شوند؟ به نظر من دو دلیل اصلی در این زمینه وجود دارد.

دلیل اول اینکه، ریشه اصلی به دوران کودکی و اوایل تولد بر می گردد. مادران به هر نیاز و گریه ی نوزاد با شیردادن پاسخ می دهند. وقتی نوزاد گرسنه است و گریه می کند به او شیر می دهند، وقتی مضطرب است و گریه می کند، شیر می دهند. وقتی تنهاست و گریه می کند، شیر می دهند، وقتی نیاز به آغوش دارد و گریه می کند، به او شیر می دهند و ... اینگونه می شود که نوزاد پاسخ هر فکر و هیجانش را با خوردن و آرامش پس از آن دریافت می کند. بنابراین ناخودآگاهش می آموزد که در برابر هر چیزی با دریافت غذا آرام می شود. اینگونه می شود که در بزرگسالی وقتی آدم ها مضطرب، تنها، ناراحت و عصبانی می شوند، غذا می خورند. حتی خیلی وقت ها حوصله شان سر می رود و غذا می خورند.



در واقع غذا خوردن پاسخ ذهن آنهاست به اتفاقات، نه درخواست معده و بدن آنان. این ذهن است که دنبال غذا خوردن است. چون اساسا علاقه ی به غذا خوردن اتفاقی ذهنی است نه جسمی. پس با دستور صادر کردن برای جسم نمی توان، ذهن را به کنترل در آورد.

دلیل دوم به خاصیت اصلی ذهن بر می گردد. مهم ترین ویژگی ذهن انسان این است که دائم در گذشته و آینده است و نمی تواند در لحظه ی حال آرام و قرار بگیرد. بنابراین از صبح که به غذا فکر و آن را تداعی می کند، فرمان خوردن صادر می کند. مثلا وقتی از صبح هوس قرمه سبزی می کند، فرمان خوردن آن را هم صادر می کند. اما درست در زمانی که موقع خوردن قرمه سبزی می شود ذهن حضور ندارد. جسم می نشیند سر سفره و غذا می خورد اما ذهن مشغول دیدن فیلم، سریال، حرف زدن با دیگران و ... می شود. بنابراین ذهنی که هوس قرمه سبزی کرده و فرمان خوردنش را صادر کرده، دقیقا موقع خوردنش غایب است. یعنی در واقع جسم مثلا بیست قاشق غذا خورده اما ذهن یک قاشق هم نخورده، پس ذهن همچنان گرسنه است و فرمان خوردن صادر می کند. اینقدر فرد می خورد که دیگر خودش احساس سنگینی در معده می کند و از سر سفره بلند می شود.

از اینرو دو راهکار دارم. مشکل اول را با هیپنوتیزم می توان حل کرد و با هیپنوتراپی تنظیمات ناخودآگاه را تغییر داد و مشکل دوم را هم با حضور سر سفره ی غذا و ذهن آگاهانه غذا خوردن.




نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: