کد خبر: ۱۶۳۱
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۸
صفحه حوادث
روزنامه شهروند: مرد هزارچهره‌ای که با اغفال دختران جوان و جلب اعتماد آنها ۲۰‌میلیارد ریال کلاهبرداری کرده بود، دستگیر شد. هفتم خردادماه ‌سال‌جاری پرونده‌ای مبنی بر کلاهبرداری از زنی جوان به ارزش ۱۰‌میلیارد ریال به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه ۶ تهران برای رسیدگی تخصصی به اداره چهاردهم پلیس آگاهی ارسال شد.
مرد هزار چهره پایتخت در دام افتاد

روزنامه شهروند: مرد هزارچهره‌ای که با اغفال دختران جوان و جلب اعتماد آنها ۲۰‌میلیارد ریال کلاهبرداری کرده بود، دستگیر شد. هفتم خردادماه ‌سال‌جاری پرونده‌ای مبنی بر کلاهبرداری از زنی  جوان به ارزش ۱۰‌میلیارد ریال به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه ۶ تهران برای رسیدگی تخصصی به اداره چهاردهم پلیس آگاهی ارسال شد.
شاکی با حضور در اداره چهاردهم به کارآگاهان گفت: «حدود دوماه پیش از طریق فضای مجازی با فردی به نام «همایون» ۳۶ساله آشنا شدم. همایون که خود را یک فعال اقتصادی و سرمایه‌گذار معرفی می‌کرد، بعد از چند روز مراوده، پیشنهاد یک طرح اقتصادی مبنی بر فروش طلا و جواهر را به من داد و قرار شد مبلغی را برای سرمایه‌گذاری به او بدهم. من هم در مرحله اول مقداری طلاجات شخصی‌ام به ارزش ۲‌میلیارد ریال را به او سپردم و در مراحل بعدی با ترفندهایی اعتمادم را جلب و مبالغی از من دریافت کرد که در مجموع حدود ۱۰‌میلیارد ریال به او دادم و بعد از گذشت مدتی همایون غیبش زد و هرچه با او تماس گرفتم، جوابگوی تلفنم نبود و متوجه شدم از من کلاهبرداری شده و او شیاد است.»
شاکی درخصوص ویژگی‌های همایون برای کارآگاهان گفت: «همایون بسیار خوش‌لباس، مبادی‌‌آداب و خوش‌رفتار بود و همین طرز رفتار او باعث جلب اعتماد من شد تا جایی که این برخورد او موجب شد پیشنهاد ازدواجش را قبول کنم.» کارآگاهان در گام بعدی به بررسی محل‌های قرار و تردد همایون پرداختند و با پایش اطلاعاتی و تحقیقات میدانی عکسی از او به دست آوردند.
تنها سرنخ به دست آمده از همایون، کارآگاهان را کمک کرد که با تطبیق چهره او با متهمان و مجرمان سابقه‌دار آدرس و مشخصات واقعی او را به دست بیاورند.
در ادامه تحقیقات با توجه به اینکه او خود را به اسم‌های مختلف معرفی می‌کرد، امکان به دست آوردن مخفیگاه او برای کارآگاهان میسر نشد تا اینکه با هوشیاری و ذکاوت کارآگاهان مشخص شد متهم با هویت جعلی در یکی از هتل‌های لوکس تهران اقامت دارد. با دستور بازپرس پرونده، او ۲۷ دی‌ماه در یکی از هتل‌ها دستگیر شد. او در ابتدا هویت خود را همان هویت جعلی معرفی می‌کرد که درنهایت لب به اعتراف گشود و به جرم کلاهبرداری اعتراف کرد.
متهم با انتقال به اداره چهاردهم پلیس آگاهی گفت: «حدود یک‌سال است از طریق فضای مجازی با دختران جوان آشنا می‌شدم و با اعمال و رفتار متقلبانه اعتماد آنها را جلب کرده و پس از فریب سوژه‌ها مبالغی از آنها دریافت می‌کردم و سپس متواری می‌شدم. اغلب مبالغی که از سوژه‌هایم به دست می‌آوردم، بین ۵۰۰ تا یک‌میلیارد ریال بود تا این   سوژه آخر که حدود ۱۰میلیارد ریال از او کلاهبرداری کردم. مبلغ کلاهبرداری‌شده از دختران جوان با توجه به اعترافات متهم نزدیک به ۲۰‌میلیارد ریال برآورد شده است. متهم با دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه ۶ تهران به منظور شناسایی سایر شاکیان در اختیار اداره چهاردهم پلیس آگاهی قرار دارد.

قتل همسر به خاطر تبعیض میان فرزندان

رونامه ایران: مرد جنایتکار که همسر دومش را با خوراندن سیانور به قتل رسانده بود پس از 11 ماه راز این جنایت را فاش کرد.
به‌گزارش خبرنگار جنایی «ایران»، 3 فروردین امسال، مرد جوانی با اورژانس تماس گرفت و درخواست کمک کرد. مأموران اورژانس بلافاصله راهی آدرس مورد نظر شده و با بدن نیمه جان زن جوانی به‌نام مهوش رو‌به‌رو شدند و او را به بیمارستان منتقل کردند. اما ساعاتی بعد مهوش تسلیم مرگ شد. با توجه به اینکه علت مرگ مشخص نبود موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد و بدین ترتیب تحقیقات برای رازگشایی از این ماجرا آغاز شد.
ایمان، همسر 33 ساله این زن در تحقیقات گفت: همسرم بعد از زایمانش کمی چاق شده بود و وقتی دخترمان را از شیر گرفت رژیم لاغری را شروع کرد. او برای نتیجه گرفتن سریعتر قرص‌های لاغری مصرف می‌کرد. دیشب که داروها را داخل لیوان آب حل کرد ناگهان حالش بد شد من هم بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم.
نظریه پزشکی قانونی
باتوجه به مرگ مشکوک زن جوان، بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی برای مشخص شدن علت مرگ را صادر کرد.
با انجام آزمایش‌های متخصصان پزشکی قانونی، مشخص شد که زن جوان بر اثر مسمومیت با سیانور جان خود را از دست داده است. با اعلام علت مرگ مهوش، دو فرضیه برای بازپرس جنایی مطرح شد.
اول اینکه زن جوان دست به خودکشی زده است و فرضیه دوم این بود که او به قتل رسیده باشد.
دلیلی برای جنایت
در ادامه بررسی‌ها و تحقیقات بازپرس جنایی با رسیدن به دلایلی فرضیه خودکشی را رد کرد و احتمال قتل قوت گرفت.
خرید بلیت برای یک سفر تفریحی چند روزه نخستین دلیلی بود که باعث شد بازپرس فرضیه خودکشی را رد کند. از سوی دیگر مشخص شد که مهوش فوق لیسانس معماری داشته و در شرکتی به‌عنوان کارمند مشغول به کار بوده و به گفته همکارانش زنی سرزنده و سالم و با نشاط بود و انگیزه‌ای برای خودکشی نداشته است و این فرضیه که کسی با خوراندن سیانور او را به قتل رسانده باشد قوت گرفت. بنابراین بررسی‌ها ادامه یافت و این بار کارآگاهان به شوهر وی ظنین شدند. مرد 33 ساله، به دستور بازپرس دشتبان بازداشت شد. او ابتدا منکر جنایت بود، اما زمانی که با مدارک پلیسی مواجه شد سرانجام پس از 11 ماه به قتل همسرش اعتراف کرد. با اعتراف مرد جوان، او با قرار بازداشت موقت روانه اداره آگاهی شد و تحقیقات برای مشخص شدن انگیزه اصلی این جنایت همچنان ادامه دارد.
گفت‌و‌گو با متهم
چرا همسرت را به قتل رساندی؟
بین بچه هایم فرق می‌گذاشت.
یعنی چه کار می‌کرد؟
من قبلاً ازدواج کرده بودم و از همسر اولم یک پسر داشتم. بعد از طلاق همسرم حدود 7 سال قبل با مهوش ازدواج کردم و او پذیرفت که از پسرم نگهداری کند.
پس مشکل چه بود؟
وقتی مهوش باردار شد و دخترمان به دنیا آمد رفتار مهوش با پسرم تغییر کرد. او بین بچه‌ها فرق می‌گذاشت و پسرم را مدام اذیت می‌کرد. آن موقع پسرم 12 سالش بود و دخترم 2 ساله، اما مهوش واقعاً بین آنها فرق می‌گذاشت و پسرم بشدت اذیت می‌شد. نمی‌دانستم چه کار کنم بارها به او تذکر دادم اما فایده نداشت فقط می‌خواستم پسرم نجات پیدا کند.
به‌همین خاطر تصمیم به قتل گرفتی؟
نه. اول می‌خواستم خودم را بکشم. به ناصر خسرو رفتم و از آنجا سیانور تهیه کردم. اما نمی‌دانم چه شد که از کشتن خودم پشیمان شدم و تصمیم گرفتم همسرم را به قتل برسانم.
چطور این کار را انجام دادی؟
همسرم داروی لاغری مصرف می‌کرد. آن شب هم داروهایش را در لیوان آب ریخت و لیوان را روی میز گذاشت تا به سرویس بهداشتی برود. من هم از فرصت استفاده کردم و سیانور را داخل لیوان داروهایش ریختم همسرم هم متوجه نشد و لیوان حاوی سیانور و داروهای لاغری را خورد. بعد هم حالش بد شد و من به اورژانس خبر دادم.
پشیمانی؟
این 11 ماه خیلی سخت بود. مسئولیت بزرگ کردن دو بچه به تنهایی و از همه سخت‌تر عذاب وجدان پنهان کردن راز یک جنایت زندگی و آرامشم را نابود کرده بود.

درخواست قصاص چشم

روزنامه خراسان: مرد جوان که در درگیری خیابانی چشم اش کور شده است در دادگاه خواستارقصاص چشم شد.
مرد جوان دیروز گفت که این ماجرا تاثیر زیادی در زندگی اش گذاشته و باعث جدایی وی از همسرش شده است.
درگیری خیابانی
 رسیدگی به این پرونده از یک سال قبل به دنبال وقوع درگیری در  حاشیه اتوبان یاسینی آغاز شد.
 شواهد نشان می‌داد به دنبال درگیری دو راننده چشم راست یکی از آن ها به نام پیمان به شدت آسیب دیده و همسرش نیز در این درگیری کتک خورده است.
 پیمان و همسرش که به بیمارستان منتقل شده بودند از راننده پژو 206 که پس از درگیری از محل گریخته بود شکایت کردند و راننده آن به نام حجت ردیابی و بازداشت شد .
حجت گفت : قبول دارم با پیمان و همسرش درگیرشدم و آن ها را کتک زدم  اما آن ها نیز به شدت مرا کتک زدند و من هم از آن ها شاکی هستم .در حالی که چشم راست پیمان تحت عمل جراحی قرار گرفته بود تلاش پزشکان برای بهبود وی نتیجه نداد و چشم  او نابینا شد .
در دادگاه
بدین ترتیب پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۲ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد .
در ابتدای جلسه پیمان  در جایگاه ویژه ایستاد و گفت:  من و همسر و دختر 11 ساله ام از جاجرود به تهران برمی‌گشتیم که متوجه شدیم راننده پژو ۲۰۶ ماشین را در وسط اتوبان پارک کرده است .من که از دیدن این صحنه عصبانی شده بودم سرم را از پنجره بیرون بردم و راننده  را بی فرهنگ خطاب کردم. اما همان موقع  حجت سوار ماشین شد و ما را تعقیب  کرد .او جلوی ماشین ما پیچید و مرا به زور  از داخل ماشین بیرون کشید و کتک زد .
جدایی بعد از نابینایی
وی ادامه داد: همان موقع همسرم هم از ماشین پیاده شد تا جلوی حجت  را بگیرد اما او چند لگد هم به همسرم  زد.در این ماجرا چشم راستم نابینا شد و من چند ماه بعد از  همسرم جدا شدم .
وی در پاسخ به سوال قاضی درباره جدایی از همسرش گفت : وقتی چشمم نابینا شد مادرم ،همسرم را مقصر می دانست و می گفت: همسرم نباید اجازه می داد تا با راننده پژو ۲۰۶ درگیر شوم .من هم  تحت تاثیر حرف های مادرم و فشار روحی همسرم را طلاق دادم و چهار ماه بعد به  پیشنهاد مادرم با زن دیگری ازدواج کردم که بعد از ازدواج فهمیدم دندان هایش مصنوعی است،  بیماری قلبی دارد و یک کلیه هم ندارد.ماجرای نابینایی من،  همه زندگی ام را تحت تاثیر قرار داده است و به همین دلیل از حجت شاکی هستم.سپس همسر اول پیمان روبه روی قضات ایستاد و گفت : پس از درگیری در اتوبان یاسینی به شدت کتک خوردم و به همین دلیل از حجت شاکی هستم. شوهرم بعد  از این ماجرا مرا طلاق داد اما حالا اگر دو دانگ از خانه‌اش را به عنوان مهریه به نامم سند بزند حاضرم  به خاطر فرزندم با او ازدواج کنم .اما پیمان گفت : من موقعی که همسرم را طلاق دادم ۵۰ میلیون تومان به عنوان مهریه به او  پرداختم.حالا اگر این مبلغ را به من بدهد تا آن را به  عنوان مهریه همسر دومم بپردازم،حاضرم بار دیگر با او ازدواج کنم .همچنین لازم است تا برای ازدواج دوباره با همسر اول از همسر دوم اجازه بگیرم .
زن جوان با شنیدن شرایط پیمان درخواست ازدواج با وی را رد کرد و گفت: من 50 میلیون تومان را بابت مهریه ام گرفته بودم، آن را پس نمی دهم.
دفاعیات وکیل متهم
سپس وکیل متهم به دفاع  پرداخت و گفت : حجت در دادگاه حاضر نشده اما او هم در این ماجرا از سوی پیمان و همسرش به شدت کتک خورده است.پیمان قبل از درگیری در اتوبان یاسینی چشمش را عمل کرده و پیوند عدسی و قرنیه  شده بود. پزشکی قانونی نیز در گزارشی اعلام کرده که قبل از این ماجرا  شاکی ضعف بینایی داشته و ضربه‌ای که موکلم به چشم او  زده موجب نابینایی  اش نشده است.با شنیدن دفاعیات وکیل متهم، پیمان بار دیگر در جایگاه ویژه ایستاد و گفت : قبول دارم قبل از درگیری خیابانی عمل پیوند چشم انجام داده بودم .اما من در آن درگیری به حجت گفتم به تازگی  چشمم را عمل کرده‌ام  اما او بی اعتنا به حرفم با مشت به چشم من زد. به همین دلیل تقاضای قصاص چشم دارم. اما اگر پزشکی قانونی اعلام کند امکان قصاص  چشم نیست دیه می‌خواهم. بنابه این گزارش؛ در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
برچسب ها: حوادث
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: