کد خبر: ۱۶۴۴
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۹
عصر دیروز خبر یک گروگانگیری در پایتخت همه را شوکه کرد. پسر جوانی که در رسیدن به دختر مورد علاقه خود ناکام مانده بود وارد مغازه شیرینی فروشی شد و دختر و صاحب مغازه را گروگان گرفت. ابتدا خبر را از زبان روزنامه ها بخوانید. اما چرا سرخوردگی ها و خشونت در جامعه بیشتر شده است؟
چرا سرخوردگی و خشونت در جامعه زیاد شده است

عصر دیروز خبر یک گروگانگیری در پایتخت همه را شوکه کرد. پسر جوانی که در رسیدن به دختر مورد علاقه خود ناکام مانده بود وارد مغازه شیرینی فروشی شد و دختر و صاحب مغازه را گروگان گرفت. ابتدا خبر را از زبان روزنامه ها بخوانید.

شهروند: پسر جوان پس از درگیری با دختر مورد علاقه اش، سناریوی یک گروگانگیری را اجرا کرد. فروشنده شیرینی‌فروشی و دختر جوان گروگان‌های این مرد عاشق‌پیشه بودند. پسر جوان پس از حبس قربانی‌هایش در یک شیرینی‌فروشی‌ در خیابان آزادی خواستار مذاکره با پدر عروس شد؛ اما درنهایت این گروگانگیری سه ساعته با صحبت‌های رئیس‌پلیس پیشگیری تهران بزرگ ختم به خیر شد. عصر روز شنبه یک گروگانگیری در خیابان آزادی به مأموران پلیس گزارش شد. بلافاصله مأموران کلانتری ١١٩ مهرآباد برای پیگیری موضوع راهی محل شدند. پسری سی‌وپنج ساله به دلیل مسائل شخصی دختری جوان را در شیرینی‌فروشی گروگان گرفته بود. ماموران پلیس بلافاصله اقدام به محاصره محل و تخلیه اطراف فروشگاه کردند. تحقیقات بیشتر پلیس نشان داد که این پسر جوان پس از درگیری با دختر جوان که در قنادی مشغول به کار است، این دختر و یکی از فروشندگان را به گروگان می‌گیرد. این جوان با دو کلت کمری و شی شبیه به بمب برای گروگانگیری وارد قنادی شده بود. وقتی مأموران به محل رسیدند پسر جوان اقدام به شلیک تیر هوایی می‌کند و از مأموران می‌خواهد که هر چه سریع‌تر پدر و مادر دختر مورد علاقه اش در محل حاضر شوند. در ادامه پدر و مادر دختر جوان به محل می‌‍رسند و مذاکراتی را با پسر جوان انجام می‌دهند. این گروگانگیر مدعی بود که یک سال پیش با دختر مورد علاقه‌اش، ازدواج کرده اما با مخالفت پدر و مادر دختر جوان مواجه می‎‌شود و پدر این دختر مانع ادامه ارتباط آنها با هم می شود. او نیز وقتی نمی تواند با همسرش دیدار و صحبت کند، به همین دلیل دست به این گروگانگیری می‌زند.این در حالی بود که پدر و مادر دختر جوان این موضوع را تایید نکردند. با این حال پس از ساعاتی، وقتی همچنان دو گروگان آزاد نشدند، سردار ظهیری رئیس‌پلیس پیشگیری تهران بزرگ نیز در محل حضور یافت و شخصا ٤٥ دقیقه با گروگانگیر صحبت کرد. سرکلانتر و رئیس کلانتری نیز با متهم مذاکراتی داشتند. در نهایت پایان این مذاکره، آزادی گروگان‌ها و تسلیم‌شدن پسر جوان بود. متهم اسلحه و شی مشکوک را نیز تحویل پلیس داد و به کلانتری منتقل شد. همچنین سردار رحیمی، رئیس‌پلیس پایتخت، نیز برای پیگیری در محل حادثه حضور یافت.


طلاق را آزاد کنید لطفا!


اما چرا اتفاقی از این دست زیاد شده است. بر طبق آمار میزان نزاع با سلاح سرد به نسبت جمعیت در کشور 30% رشد داشته است. ضمن آنکه می توان ادعا کرد که میانگین سنی افرادی که دست به اعمال خشونت بار زده اند نیز کاهش یافته است.

پیش از شروع باید گفت که در بررسی یک بزه یا جرم باید جامعه و فرد را توامان مقصر دانست. محیط رشد، برخورد دیگران، ارزش ها و هنجارها و همچنین امکانات و تبعیض ها می توانند بر روی فرد و اعمال مجرمانه او تاثیر بگذارند. شاید شما هم فیلم سینمایی «دزد دوچرخه» را دیده باشید. فیلمی که بازیگر اصلی آن به دنبال یافتن دزد دوچرخه خود که وسیله ای برای امرار معاش بوده با نامهربانی ها و بی عدالتی های فراوانی روبرو می شود و به وضعیتی می رسد که می خواهد در جهان گرگ ها دیگر یک گوسفند نباشد و خود اقدام به دزدیدن یک دوچرخه می کند. شما به عنوان یک بیننده با آن فرد احساس همدردی می کنید اما واقعیت این است که نظام قضائی کمترین اعتنائی به این امر ندارد. برای دادگاه و قاضی مهم نیست که فرد در چه محیطی بزرگ شده است. آنها بین دو قاتل یا دزد فرقی نمی گذارند و همه را از یک صافی می گذرانند. پس در واقع عامل اصلی وقوع یک جرم یعنی جامعه نقشی در تعیین مجازات ندارد.

پاسخ به این سوال را می توان در یک کلمه دانست و آن سرخوردگی اجتماعی است. سرخوردگی در معنای لغوی یک احساس ناتوانی در رسیدن به مقصود به دلیل شکست های قبلی و یا تبعیض های موجود است. اما سرخوردگی چگونه در جامعه بروز پیدا می کند. این مثال ساده موریس دوورژه استاد جامعه شناسی را توجه کنید. او دو وضعیت را در نظر بگیرید. نخست یک کارگر کارخانه پس از پایان ساعت کار سوار بر ماشینش به خانه می رود و صاحب کارخانه با ماشین آخرین مدل خود از کنار او رد می شود و دوم آنکه کارگران کارخانه در سرما در صف اتوبوس های شهرداری ایستاده اند و صاحب کارخانه با ماشین از کنارشان می گذرد. به نظر شما تحمل کدام صحنه سخت است؟ بلکه بی شک تحمل تصویر دوم سخت تر است. این تصویر معنای عینی سرخوردگی اجتماعی است. پس یکی از دلایل اصلی بروز سرخوردگی های اجتماعی مشکلات اقتصادی است. هر چه مشکلات اقتصادی و فاصله میان اغنیا و فقرا بیشتر شود جامعه دچار سرخوردگی و خشونت می شود. برای تایید این مدعا کافی است نگاهی به آمار جهانی بیاندازید، کشورهایی مانند دانمارک، فنلاند، سوئیس و سنگاپور که کمترین میزان ضریب جینی (شاخصی برای تعیین فاصله میان دهک های اقتصادی جامعه) را دارند؛ شادترین و کم خشونت ترین کشورهای جهان اند.

اما آیا فقط مسائل اقتصادی مشکل اصلی است؟ مسلما نه اینطور نیست. در جامعه ای که به جای ستایش داشتن یک زندگی خوش و خرم داشتن ماشین، خانه، ویلا و سفرهای خارجی را نشانه خوشبختی می داند، متاسفانه سرخوردگی افزایش پیدا می کند. افراد در این جامعه مصرف گرا و بازاری مانند خریداران در یک فروشگاه بزرگ می خواهند خوشبختی را بخرند. البته نمی توان گفت که خوشبختی به مادیات نیاز ندارد بلکه اگر در زندگی تمامی امکانات رفاهی در کنار مهر و علاقه موجود باشد؛ آن زندگی یک زندگی ایده آل است. اما فراموش نکنید که باید در زندگی به دنبال یک خواب راحت و نه یک تختخواب راحت باشید. به صفحات اجتماعی افراد خصوصا در اینستاگرام بنگرید، همه در تلاش اند تا نشان دهند چه زندگی خوبی دارند. اما ثابت شده است که زوج هایی که کمتر در شبکه های اجتماعی زندگی خود را به نمایش می گذارند خوشبخت تر هستند.


آیا کرونا به ایران می رسد؟


واقعیت این است که جامعه ایرانی در حال گذار تعاریف خود از خوشبختی و سعادت را از دست داده است و نتوانسته هنوز به تعاریف جدید برسد. در نتیجه ما انسان های این دنیای پست مدرن هنوز مدرن نشده نمی دانیم چگونه خودمان باشیم و چگونه شاد باشیم.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: