کد خبر: ۱۶۵۶
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۹:۱۴
همین چند وقت پیش بود که وزیر بهداشت از شیوع گسترده افسردگی در میان مردم ایران خبر دادو گفت که نسبت به این وضعیت احساس خطر می کند. خوب هم اینک افسردگی چهارمین بیماری شایع و فراگیری در میان ایرانیان است و روند افزایش افراد مبتلا به این بیماری نشان می دهد که تا 10 سال آینده افسردگی پس از فشار خون دومین بیماری تهدید کننده سلامت ایرانیان می شود.

حسن سمیعی - روانشناس: همین چند وقت پیش بود که وزیر بهداشت از شیوع گسترده افسردگی در میان مردم ایران خبر دادو گفت که نسبت به این وضعیت احساس خطر می کند. خوب هم اینک افسردگی چهارمین بیماری شایع و فراگیری در میان ایرانیان است و روند افزایش افراد مبتلا به این بیماری نشان می دهد که تا 10 سال آینده افسردگی پس از فشار خون دومین بیماری تهدید کننده سلامت ایرانیان می شود. البته هنوز هیچ آمار دقیقی از میزان افراد مبتلا به افسردگی وجود ندارد با این حال برخی روایت ها حکایت از آن دارد که حدود 16% زنان و 11% مردان به نوعی و درجه ای از این بیماری مبتلا هستند.



با این وجود در سالهای گذشته سن ابتلا به افسردگی در کشور روند کاهشی داشته است، باز هم برخی از آمارها حکایت از آن دارد که 2/3 میلیون نفر از افراد زیر 22 سال به افسردگی مبتلا هستند. اما چرا این اتفاق می افتد و چه عواملی موثرند؟

ویژگی های دوران جوانی

اولین دلیل شیوع افسردگی در میان جوانان ایرانی همان ویژگی های دوران جوانی است. معلوم است که جوانان بیشتر از دیگران درگیر نوسانات احساسی هستند. آنها به نسبت افرادی که در میانسالی هستند به راحتی با یک غوره سردی شان و با یک مویز گرمی شان می شود. البته نمی توان از نقش عواملی که در ادامه می آیند تردید کرد اما هنوز هم ویژگی های دوران جوانی در اولویت است.



فشارهای تحصیلی

کنکور به نظر من در رتبه نخست متهمان است. این را در نظر بگیرید که در آستانه 18 سالگی همه جوانان ایرانی در معرض یکی از سخت ترین و استرس زا ترین دوران زندگی خود قرار می گیرند. همین امسال دوست روانشناسی نقل می کرد که مدیر یک مدرسه دخترانه خصوصی بسیار معروف در تهران از او خواسته تا برای 8 دانش آموز جلسات مشاوره برگزار کند. این 8 دانش آموز یک ماه قبل از کنکور به دیگران گفته بودند که حاضر نیستند امتحان بدهند چرا که فشارهای کنکور آنها را دچار مشکلات عصبی کرده بود. به همین سادگی کنکور و البته فشار خانواده ها برای قبولی در رشته پزشکی حق زندگی را از این نوجوانان گرفته بود و آنها نمی خواستند تن به ادامه این بازی بدهند.

سربازی و خدمت

هرچقدر هم که بگویید سربازی برای مرد شدن است من به شما می گویم که چنین نیست. اصولا مرد شدن هیچ ربطی به سربازی ندارد کمی به اطرافتان نگاه کنید تا صحت این موضوع را خودتان بفهمید. شاید برایتان خنده دار باشد اما برخی از مراجعین به روانشناسی فقط به دنبال یافتن راهی برای معافیت از خدمت هستند. یعنی آنها حاضرند کارت معافیت پزشکی بگیرند ولی به خدمت نروند. البته بیشتر آنها وقتی برایشان توضیح داده می شود که دیگر در آینده نمی توانند حتی گواهینامه رانندگی بگیرند منصرف می شوند.



فروپاشی و نابسامانی خانواده ها

فروپاشی و نابسامانی خانواده ها در سال های گذشته اوج گرفته است و می توان ادعا کرد که تعداد نوجوانان و جوانانی که به این دلیل دچار افسردگی می شوند به شدت افزایش یافته است. برای مثال نوجوانی که شاهد خیانت مادر به پدرش بود به شدت دچار افسردگی شده بود. برای او خانه دیگر آن مامن مطمئنی که من و شما سراغ داریم نبود. او بیهوده در خیابان ها می گشت تا پس از غروب آفتاب و زمانی که پدر در خانه است به آنجا بازگردد. متاسفانه حتی یکبار هم دست به خودکشی زده بود که خوشبختانه ناموفق بود.

مصرف مواد مخدر

شاید بگویید مواد مخدر همیشه بوده است! بله درست است مواد مخدر همیشه بوده اما از چه زمانی مصرف حشیش تا این حد در میان جوانان شایع بوده است. پیشتر گفتم که جوانان نوسانات شدید احساسی دارند و مواد مخدر می تواند این نوسانات را شدیدتر کند و حتی منجر به افسردگی شود. کافی است به این آمار دقت کنید حدود 10% از دانش آموزان تا به حال حداقل یکبار مواد مخدر مصرف کرده اند و 25% آنها سابقه مصرف دارو برای افزایش حواس و حافظه را دارند.

فشارهای اقتصادی

فشارهای اقتصادی می تواند از چند سو نوجوانان و جوانان را تحت تاثیر قرار دهد. از یک سو اختلاف طبقاتی می تواند آنها را نسبت به زندگی خود ناامید کند. برای مثال یکی از مراجعان دختر نوجوانی بود که به شدت نسبت به زندگی خود حس تنفر پیدا کرده بود. او وضعیت مناسب مالی دوستان خود و ولخرجی های آنها را می دید و پدر و مادر خود را مقصر اصلی این موضوع می دانست. این در حالی بود که پدر و مادر او که هر دو کارمند بودند با هزار سختی و البته امید و آرزو دختر جوان را در یکی از مدارس خصوصی شمال تهران ثبت نام کرده بودند.



از سویی دیگر مشکلات اقتصادی موجب شده تا نوجوانان و جوانان نتوانند برای آینده خود برنامه ریزی کنند. بیشتر این افراد متاسفانه چاره را در مهاجرت می دانند. این را براساس تجربه شخصی می گویم که حدود نیمی از آنها حتی یک دقیقه هم در ایران کار نکرده اند. در میان این گروه آنها که از نظر مالی توانا هستند راهی خارج می شوند و افرادی که توانایی کافی را ندارند تبدیل می شوند به مهاجرانی در خانه، آنها هیچگاه در اینجا برای خود خانه نمی سازند و همیشه در مسافرت اند.

پایان بخش اول

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: